فقط حضور مردم
از موضع دانای کل سخن گفتن یا نوشتن، آفتی است که بارها و بارها بی آنکه بفهمیم یا بخواهیم که بفهمیم گریبان گیر هرکدام مان شده، صدور حکم هایی کلی و بی چون و چرا و کلیشه ای بعضی وقت ها بی دردسرترین روش ممکن برای مصاحبه ها و یادداشت هایمان بوده و هست.
تحلیل و بررسی تمامی شرایط و در نظر گرفتن جوانب مختلف حول یک موضوع، به اندازه ضرورت و لزوم اش البته کاری سخت و زمان بر است که کمتر به آن توجه می کنیم و متعهدیم.
مقدمه چینی را کوتاه کنم که همه این روزها یک سر دارند و هزار سودا و برخلاف مابقی اوقات، این روزها وقت زیادی نمانده برای مفصل گویی و باید مجمل و مختصر گفت آنچه را باید گفت.
چند روز پیش به اتفاق دوستان ام در ستاد 88، توفیق هم صحبتی با سیدمحمد خاتمی دست داد، مردی که با وجود آنکه می داند حرف هایش خریدار دارد و جذاب و تاثیر گذار است، به جای دانای کل نمی نشیند و حکم هایی کلی و کلیشه ای صادر نمی کند. و اصلا دلیل خاصیت ویژه حرف هایش همین خصوصیت کم نظیرش در بیان آنهاست.
او آنجا که به موضوع انتخابات و راه های نسبتا محدود و بسته منتهی به آن رسید، از حضور مردم بعنوان یک راه باز که امید تغییر را همچنان زنده نگه می دارد و بر هم زننده معادلات است نام برد و توجه به این متغیر مهم و تعیین کننده را برای مدیریت در جبهه اصلاح طلبان لازم و ضروری دانست.
متغیری که علاوه بر تاثیرگذاری بر چگونگی حضور کاندیداهای اصلاح طلب در صحنه، خود متاثر از نحوه حضور آنان و مدیریت این حضور است.
گفتمان جذاب و انتخاباتی کاندیدا و فعالیت کارآمد و قوی ستاد او بعنوان دو بخش اساسی و مهم نحوه حضور کاندیدا در افزایش متغیر تعیین کننده یعنی حضور مردم موثر است و در مرحله بعدی کار مشترک دو کاندیدا در حوزه های مختلف تاثیر گذار خواهد بود.
از نظر خاتمی اگر مردم حضور بالایی داشته باشند، تعدد کاندیداها ضرری ندارد، و حتی اگر تعدد کاندیداها در جهت جذب نظر بیشتر مردم برای حضور گسترده تر در صحنه باشد، این مساله بازهم هیچ مشکلی ایجاد نمی کند بلکه راهگشاست، خاتمی فقط در یک حالت، تعدد کاندیداها را مضر دانست ؛ وقتی که قرار است انتخابات بی رونق باشد و حضور مردم کم . آن وقت به قول او سقف رای رقیب که با وجود استفاده و سوء استفاده از همه امکانات بازهم محدود و مشخص است کارساز می شود و نتیجه ای حاصل می شود که حسرت خواهیم خورد. حسرتی که بعضی اوقات دیگران بر ما تحمیل میکنند و بعضی اوقات هم خودمان برنامه ریزی نمیکنیم و باید خودمان را ملامت کنیم.
به هرحال نمی توان همه معادلات را خطی و متغیرها را دارای اثراتی یک سویه دانست و از همان ابتدا با ترسیم بدترین حالت موجود یعنی عدم حضور مردم، به تحقق بدترین وضع یعنی استمرار مدیریت کنونی کمک کرد. باید بازی را همچنان که پیچیده طراحی کرده اند پیچیده مدیریت کرد، با چشم بستن بر هریک از واقعیات موجود و تعیین کننده در این صحنه، واقعیت تغییر نخواهد کرد.
واقعیت این است تا زمانی که اطمینان پیدا نکرده ایم ماندن تنها یک کاندیدا، حضور مردم را برای بی اثر کردن سقف رای رقیب تضمین می کند، تجویز نسخه ساده و کلیشه ای "تنها راه پیروزی اجماع است" حداقل تا روزهای نزدیک انتخابات چندان شفا بخش نخواهد بود.
امروز هدف اصلی به صحنه آوردن مردم است، تنها راه موثر و همچنان باز، حضور گسترده مردم است، مردم باید نقش سرنوشت سازشان را به یاد بیاورند، مردم باید آگاه شوند که اگر نیایند آنچه در این 4 سال بر ایران و ایرانی گذشت تکرار می شود، با این تفاوت که اگر تاکنون برای رای آوری مجدد پولی توزیع می شد یا در ظاهر تکریم و احترامی در کار بود فردای 22 خرداد که خرشان از پل بگذرد ، پل را هم بر سر مردم خراب می کنند!