آدم هاي زميني غيرمعصوم
شب هايي كه گذشت در چند برنامه و مراسم شب احيا كه مكرر از دين و مباحث خداشناسي سخن گفته شد فكر مي كردم اعتقاد داريم كه خدا قادر متعال است و قدرت مطلق و داناي كل، دين شناسان و دانشمندان و عالمان بسيار در طول تاريخ اين همه مورد بحث و مجادله و ترديد و تشكيك قرار داده اند خدا را ،پيغمبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) نيز هميشه در معرض نقد و سوال و حتي هتاكي هاي كافران بوده اند. خداي قادر متعال حقوق بندگان مشرك و ملحد و كافرش را هم ناديده نمي گيرد، پيغمبر و ائمه هم كه بنا بر رواياتي كه خود آقايان برايمان مي گويند راضي نمي شده اند حقي از كسي حتي مشركين و كفار ضايع شود. برايشان حق زندگي قائل بودند و تا دست به شمشير نمي شدند آنهم عليه دين خدا و نه عليه شخص آن معصومان برخوردي نمي كردند. حضرت علي (ع) هم آنگاه كه مي شنود خلخال از پاي زن يهودي باز كرده اند مرگ مرد مسلمان از غصه چنين ظلمي را بي جا نمي داند و هزاران مثال از اين دست.
حالا در اين زمانه چگونه است كه در مورد يك آدم زميني غيرمعصوم نمي شود سخني گفت يا در قابليت هايش ترديد كرد؟ يا حداقل در مورد خودش و عملكردش نقد و بحث و بررسي كرد بي آنكه با محدوديتي يا آزار و برخوردي مواجه شد؟ بدتر از همه اين است كه كار مملكت داري و زندگي مردم در اختيار كسي باشد كه نتوان در موردش حرفي زد يا انتقادي كرد. شايدهم همه اينها براي فراهم شدن مقدمات ظهور آخرين فرستاده خداوند است و مگر نگفته اند كه او وقتي مي آيد كه زمين را ظلم و فساد پر كرده باشد؟
وچه ظلمي بالاتر از اينكه انسانهايي زميني و غيرمعصوم خود را در جاي خدا نشانده اند و حكم مي رانند و حق مردم را ضايع مي كنند بي آنكه جوابگو باشند؟ حداقل در دعا و مناجات با خدا، با قادر متعال كه هم رحمان و رحيم است و هم جبار و قهار هم مي توان طلبكارانه با او سخن گفت ،مي توان بعضي وقت ها در رحمانيت اش شك كرد و او كسي را به اين دليل محاكمه و عقوبت نمي كند. اين حق را براي بنده اش بنده عاجز و درمانده اش قائل است. پس چگونه يك بنده او كه هيچ تفاوتي با ديگران ندارد مي تواند حقي ديگر براي خود تعريف كند و براساس اين حق ،كساني را از حقوقشان محروم كند؟ و همه اينها به نام خدا و پيغمبر و اماماني انجام شود كه به گونه اي ديگر عمل مي كرده اند؟ نكند شنيده هايمان در مورد آنان صحيح نبوده ؟ خدايا روا مدار كه بعضي از اين آدمهاي زميني غيرمعصوم كه خودشان را نماينده تو مي دانند در محكم ترين اعتقاداتمان هم بذر شك و ترديد بكارند.